قدرت وجدانی فخر

یكی از اركان اساسی دین مبین اسلام كه همواره ضامن بقاء و استحكام آن در طول تاریخ بوده، وجود عالمان و متفكران دین باوریست كه زوایای مختلف این آئین جهانی را شناخته و با بهره گیری از قوانین

زندگی بخش آن به تمامی نیازهای فردی و اجتماعی انسان پاسخ می دهند.

آیت الله حاج شیخ قدرت الله وجدانی فخر سرابی فرزند سیف الله، یكی از همین اندیشمندان معاصر است. او كه از چهره های شاخص علم و فضیلت و یكی از مدرسین نامدار حوزه علمیه قم بود به عنوان یكی از ستارگان درخشان در آسمان تشیع نور افشانی می كرد و با گفتار و رفتار خویش به دیگران درس دینداری و اخلاق می داد. ما در این نوشتار كوتاه برآنیم كه خوانندگان گرامی را با بخش هائی از زندگی این شخصیت فرزانه آشنا كنیم شاید كه مشتاقان را به كار آید و رهپویان آئین محمدی (ص) را الگو باشد. انشاء الله

ولادت و سیر تحصیلی

استاد وجدانی در سال 1311 هجری شمسی در روستای (جهیزدان) از توابع شهرستان فرهنگ دوست و عالم پرور سراب (یكی از شهرهای آذربایجان شرقی) و در یك خانواده مذهبی قدم به عرصه هستی نهاد و در محیطی سرشار از اخلاق و ایمان نشو و نما كرد. وی از همان عنفوان جوانی به تحصیل و كسب معارف همت گماشت وی ابتدا به منطقه (اسب فروشان) شتافت و در نزد مرحوم آقا شیخ عبد العلی و شیخ یوسف ادبیات عرب را آموخت و سپس برای تكمیل و ادامه تحصیل به شهر سراب عزیمت كرد و در آنجا به حلقه درس حجج اسلام آقایان شیخ عبدالله حقی و شیخ حسین محدثی پیوست، ایشان بعد از طی مراحل مقدماتی به شهرستان تبریز سفر كرده و از خرمن پر بار اساتید نامدار حوزه علمیه تبریز خوشه ها چید و سطح مقدماتی را در همین حوزه به پایان برد.

هجرت به سوی نور

از زمانهای گذشته حوزه علمیه قم برای علاقه مندان علوم دینی، شوق برانگیز و جذّاب بوده و عاشقان ولایت را از هر سمت به سوی خویش می كشید. آیت الله وجدانی هم طبق همین رسم دیرین و با شوق به اهل بیت(ع) و علاقه به آموختن معارف الهی، عازم شهر عالمان دین پرور و میعادگاه انسانهای والاگهر، یعنی حوزه علمیه قم گردید و در محفل درس اساتید معظم حوزه قم همچون آیت الله العظمی نجفی مرعشی، سلطانی، شهید صدوقی و مجاهدی تبریزی(ره) زانو زد و به فراگیری سطوح عالیه فقه و اصول پرداخت .

علاقه سرشار او به علم معقول، وی را به آموختن شرح منظومه ملاهادی سبزواری و كتاب اسفار مرحوم صدر المتألهین شیرازی واداشته و او را به محضر اساتید فن همچون حضرت امام خمینی (قدس سره) و علّامه بزرگوار آقای طباطبائی كشانید.

این فاضل ارجمند، پس از فراگیری علوم مختلف حوزوی در سطوح عالیه، به حلقه درس خارج آیت العظمی سیّد محمّد حجّت كوهكمری(ره) (بنیانگذار مدرسه حجتیه) راه یافت و همچنین از درس خارج فقه و اصول در محضر آیات عظام حاج آقا حسین بروجردی، شیخ عبد النبی عراقی حضرت امام خمینی، محقق داماد، شیخ محمد علی اركی و دیگر بزرگان حوزه علمیه قم بهره ها برد.(1)

اخذ درجه اجتهاد

وی پس از سالها تلاش و كوشش و پشت سر نهادن مشكلات متعدد زندگی موفق به اخذ درجه اجتهاد از اساتید و بزرگان عصر خویش گردید كه از جمله آنها می توان به اجازه اجتهاد از حضرات آیات: حاج شیخ عبد النبی عراقی، مرعشی نجفی، سید ابوالقاسم كاشانی و تعدادی دیگر از علمای بزرگ اشاره كرد لازم به ذكر است كه تمامی این اجازات به خط و امضای آن بزرگواران نزد خانواده ایشان موجود است. استاد وجدانی علاوه بر اخذ درجه اجتهاد از علمای بزرگ عصر خویش، توفیق اخذ اجازه روایتی وامور حسیبه را از حضرات آیات: شیخ عبدالنبی عراقی، گلپایگانی، مرعشی نجفی، حكیم، اركی و خوئی را داشته است.(2)

هر خسی از رنگ گفتاری بدین ره كی رسد

درد باید مرد سوز و مرد باید گامزن

عمرها باید كه تا یك كودكی از روی طبع

عالمی گردد نكو یا شاعری شیرین سخن

ویژگیهای اخلاقی

یكی از مهمترین خصوصیات حوزه های علمی شیعه، رشد و باروری شخصیت معنوی دانش اندوزان همزمان با رشد فكری و علمی آنانست، دانش آموزان این مكتب انسان ساز جعفری(ع) در كنار تعلیم و تعلّم علوم مختلف و در سایه تعلیمات اخلاقی ائمه اطهار(ع) به تهذیب نفس و خودسازی نیز می پردازند آیت الله وجدانی نیز از این امر مستثنی نبود ایشان شدیداًبه دستورات مذهبی پایبند بوده و به آن عشق می ورزید. دوری از مكروهات، پایبندی به مستحبات خصوصاً نماز شب، اجتناب از كارهای خلاف مروت، خلوص، زهد، تقوی ، تواضع و متانت خاص از امتیازهای دیگر این استاد دین باور بود. از ویژگیهای اخلاقی می توان به زهد و ساده زیستی ایشان اشاره كرد چنانكه فرزند ارشد ایشان اظهار می دارد یگانه منزل مسكونی اش را وقف به حضرت سیّد الشهداء(ع) نمود، ایشان با اینكه شخصیت شناخته شده ای بودند ولی كوچكترین خریدهای منزل را شخصاً انجام می داد و به كسی در این مورد زحمت نمی داد. در امانتداری و حفظ سهم امام(ع) جدیت تام داشت. آقای عبدالهادی وجدانی در این زمینه اظهار می دارد:

روزی موقع خرید از من قرض خواست و من دادم موقعی كه به منزل رسیدیم من مشاهده كردم ایشان مقدار زیادی پول از جیب در آورده و جابجا كرد. من با تعجب گفتم: «شما با وجود این همه پول از من قرض گرفتید!» گفت: «هادی! اینها امانت است و من نمی توانم بدون مجوز شرعی از اینها استفاده كنم.»(3) و این چنین در نگهداری سهم امام (ع) احتیاط می كرد.

علاقه به اهل بیت(ع)

ایشان بر اساس علاقه خاصی كه به ائمه اطهار(ع) داشتند در فرصتهای مناسب آنرا ابراز می كردند زیرا یكی از اسباب موفقیت انسان مسلمان، توسل و توجه به اهل بیت اطهار(ع) است.وی در مناسبتهای مختلف به ذكر مصیبت امام حسین (ع) می پرداخت و با صدای بلند گریه می كرد:

عشق ترا به عالم امكان نمی دهم

این عشق پر بهاست من ارزان نمیدهم

ای خك كربلای تو مُهر نماز من

این مُهر را به ملك سلیمان نمیدهم

در هر سال ایام شهادت امام هفتم (ع) در 25 رجب در منزل خویش روضه بپا می كرد، شاگردان و اطرافیانش را برای توسل به ائمه اطهار(ع) توصیه می كرد. استاد بر اساس علاقه خاصی كه به حضرت ولی عصر (ع) داشتند روزهای جمعه به جمكران می رفتند و با آن حضرت نجوی می كردند.

در حرم كریمه اهل بیت (ع)

شبهای جمعه به حرم مطهر حضرت معصومه(س) مشرف و در بالای سر آن حضرت با حالت خوش عرفانی مشغول راز و نیاز می شد و به این برنامه اهتمام خاصی داشت تا آنجا كه فرزند ایشان می گوید: در یك شب جمعه، ایشان متوجه شده بود كه طلبه ها در حرم كم هستند برای همین در روز شنبه قبل از شروع درس این موضوع را مطرح كرده و به شاگردان توصیه كرده بود كه حتماً شبهای جمعه تشرف به حرم را فراموش نكنند. همان هفته حضرت فاطمه زهراء(س) را در عالم خواب مشاهده كرده بود كه حضرت با حالتی خوشحال و با لحنی تشكرآمیز می فرماید: «آقای وجدانی! این هفته درد پهلویم آرامتر بود.»

نذر ویژه

وی همچنین در ایام جوانی به بیماری سخت و صعب العلاجی مبتلا می شود و در همان روزها با توسل به كریمه اهل بیت (ع) در خواست نجات می كند و با خدای خویش عهد می كند كه اگر خداوند سبحان او را از آن مرض شفا دهد در طول زندگانی خویش تا آنجا كه برایش ممكن است تدریس كتاب شریف شرح لمعه شهید ثانی را رها نكند.

شیوه تدریس

بدون شك یكی از مهمترین عواملی كه سبب شهرت آیت الله وجدانی شد سمت استادی او در حوزه علمیه قم می باشد، او یكی از مدرسین موفق و مبرز سطوح عالیه در چهل سال اخیر عمر با بركت خویش، در حوزه علمیه قم بود هزاران نفر از فضلای حوزه علمیه قم را با فقه جعفری و معارف نورانی ائمه اطهار(ع) آشنا كرد. شیوه برخورد وی با شاگردانش زبانزد حوزویان است و رابطه ای كه با دانش اندوزان حلقه درسش برقرار می كرد، ستودنی و قابل تحسین است. برادر محترم ایشان در این مورد می گوید: «من دو امتیاز خاص از برادرم سراغ دارم:

1 - علاقه مندی شدید به دستگاه حضرت امام حسین (ع)

2 - اشتیاق بیش از حد به شاگردان خویش تا آنجائی كه طلبه ها را مانند فرزندانش دوست داشت.»(5)

جلسه درس وی یكی از پر رونق ترین و با نشاط ترین جلسات درسی حوزه بود آنچنانكه امروزه صدها نفر از طلاب حوزه خاطره تدریس وی را در گنجینه حافظه خویش دارند و صدای گرم و روح نوازش را در مسجد اعظم و حسینیه آیت الله العظمی مرعشی به یاد می آورند.

رمز موفقیت این استاد فاضل را در كرسی تدریس، می توان در شیوائی بیان و حسن معاشرت با مخاطبین خویش دانست، زیرا همیشه با روئی گشاده و كلامی دلنشین و تبسمی شیرین با مستمعین و مخاطبینش برخورد می كرد و با گفتار و رفتار قابل تحسین خویش به دیگران درس دین داری و اخلاق می آموخت. او به شاگردانش ارزش خاصی قائل بود و اشكالات و پرسشهای آنان را به دقت گوش می كرد و پاسخ می گفت و مشكلترین مسائل و نكات درس را با بیانی روان و سبكی شیرین به شاگردان القاء می كرد.

موضوعات تدریس

استاد وجدانی موضوعات مختلفی را در حوزه تدریس می كرد از جمله: كتابهای شرح منظومه در منطق و فلسفه، شرح لمعه در علم فقه امامیه، رسائل و كفایه در علم اصول، تجرید الاعتقاد در علم كلام، درس خارج قضاء و سایر دروس رسمی حوزه را ایشان بصورتهای عمومی و خصوصی درس می گفت.

یكی دیگر از ویژگیهای این استاد عزیز تشكیل جلسات سالیانه، در خصوص عقد نكاح و طلاق بود، ایشان در موردانگیزه این جلسات می گوید:

«من در هر سال وقتیكه درسهای حوزه تعطیل می شود جلساتی در باره احكام نكاح و صیغه های عقد و همچنین در خصوص احكام طلاق و اجرای صیغه آن بحثهایی تحقیقی با رعایت اختصار و اشاره به مهمترین مسائل آن، به عهده می گیرم و این عادت از بیست سال پیش تا حال، كه با اجتماع صدها نفر از طلاب و فضلای محترم حوزه علمیه تشكیل می شود، ادامه دارد. شاید بنظر بعضی ها تشكیل چنین جلسات كه در حوزه ها مرسوم و متعارف نبوده لازم نباشد. اما شنیدن بعضی واقعیات و لمس نارسائی هائی كه خودم شاهد آن بوده ام برای آنان تغییر عقیده ایجاد كرده بلكه خودشان منصفانه به من و امثال من تعیین وظیفه شرعی خواهند نمود كه باید این جلسات تشكیل شود و اگر عمر باقی باشد ادامه خواهم داد امیدوارم دوستان و عزیزان هر كجا باشند مرا از دعای خیر فراموش نفرمایند و ضمناً كسانیكه در جلسات حاضر می شوند بعد از پایان سئوالاتی می كنم و در صورت قبولی، مدرك خاصی در اختیارشان قرار می دهم.»(6)

نتیجه این جلسات در قالب كتابی مطبوع بنام (الایضاح فی الطلاق و النكاح) به فضلاء و علاقه مندان عرضه شده است، شایان ذكر است كه از جلسات تدریس استاد وجدانی صدها نوار در حوزه های علمیه به یادگار مانده است. مدرّس وجدانی در كنار آموزش و تعلیم علمی شاگردان از راهنمائی های معنوی و تبیین مسائل اخلاقی فروگذاری نمی كرد و در راه تهذیب آنان سعی می نمود و در موردی كه یكی از افراد راارشاد كرده بود می فرمود:

«خدا مرا نیامرزد اگر در این عمل غرض شخصی داشته باشم فقط احساس وظیفه شرعی مرا وادار به این عمل می كند.»(7)

البته ایشان بر اساس تعالیم اسلامی قرآن و ائمه(ع) نه فقط با گفتار بلكه با كردار اسلامی و معنوی خویش در دیگران اثر می گذاشت و تبلیغ عملی او بیشتر از گفتارش مؤثر بود و به قول معروف:خود نا گرفته پند مده پند دیگران پیكان به تیر جا كند آنگاه بر نشان

در سنگر تبلیغ

آیت الله وجدانی علاوه بر تدریس و آموزش عموم طلاب در آموختن معارف زلال قرآن و اهلبیت(ع) به تشنگان علوم آل محمد (ص) جدیت تام داشت و تا آخرین روزهای عمر با بركت خویش از تبلیغ دین مبین اسلام بویژه ذكر مصیبت حضرت ابا عبدالله (ع) دست بر نداشت او به عنوان یك مبلغ راستین عالم تشیع، بارها در داخل و خارج كشور به مهاجرت پرداخت و از فرصتهای بدست آمده در این زمینه كمال استفاده را می برد، وی در داخل كشور به اقصاء نقاط میهن سفر كرده و در خارج به كشورهای تركیه، آلمان، هلند و بلژیك رفت و پیام حیاتبخش قرآن را به گوش اهالی آن مناطق رسانید كه:

هشیار باش خلقت عالم ز بهر توست

غیر از خدا هر آنچه كه خواهی شكست توست

همگام با انقلاب و رهبری آن

این عالم فرزانه به انقلاب اسلامی و رهبری آن علاقمند بود و در راه پیشرفت آن سعی و تلاش می كرد و قبل از انقلاب در مبارزات مردم مسلمان ایران و روحانیت معظم به رهبری حضرت امام خمینی(قدس سره) شركت می كرد. وی همچنان بعد از پیروزی انقلاب در تأیید نظام جمهوری اسلامی و اجرای فرامین حضرت امام خمینی(قدس سره) نقش خویش راایفاء نموده و از هیچ كوششی دریغ نمی كرد. وی اولین كسی است كه نماز جمعه رادر شهرستان شبستر برگزار كرد.در روزهای دفاع مقدس بارها درس راتعطیل كرده به جبهه های نبرد حق علیه باطل عازم شد. او در جبهه های مختلف همچون دشت عباس، ایلام، شلمچه، فاو و خرمشهر حاضر شد و با حضور معنوی خویش روحیه رزمندگان اسلام را تقویت كرد و در كنار رزمندگان كفر ستیز ایران اسلامی، قرار گرفت كه از آن روزهای خاطره انگیز عكسهای متعدّدی به یادگار مانده است.

استاد وجدانی در جلسات متعدد و راه پیمائی ها كه در رابطه با انقلاب اسلامی تشكیل می شد، شركت فعال داشت. او بعد از رحلت معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(قدس سره) همچنان در كنار رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای قرار گرفته و با تمام توان آن بزرگوار را حمایت می كرد. و حتی در مسافرتی كه معظم له (در آذر ماه 1374) به قم آمدند، آیت الله وجدانی مورد عنایت ایشان بود. آقای عبد الهادی فرزند آن مرحوم می گوید:

«در روزهای آخر عمر شریفش كه در بیمارستان خاتم الانبیاء(ص) بستری بود، رو به من كرده و فرمود: هادی! كسانی كه با این انقلاب مخالفت می كنند یا جاهلند یا مغرض.»

داستان یك ملاقات

داستان زیر كه از زبان استاد فقید نقل می شود بیانگر نهایت علاقه وشوق وی به انقلاب و حضرت امام(قدس سره) می باشد:

«در بهمن ماه سال 1357 كه حضرت امام خمینی(قدس سره) از پاریس به ایران مراجعت فرمودند و در تهران مستقر شدند، همه علماء و اقشار مختلف ملّت گروه، گروه به زیارتشان می رفتند ما هم از قم به قصد دیدار و زیارت حركت كردیم. وقت ملاقات ما اول طلوع صبح فردای آن روز بود. عشق و علاقه عجیبی داشتم با اینكه هوای سرد زمستانی و نبودن امكانات كافی، مشكلاتی را به همراه داشت ولی آرزوی دیدار امام همه چیز را تحت الشعاع قرار داده بود. صبح زود همزمان با طلوع خورشید به مدرسه علوی رسیدیم و با امواج خروشان اقشار مختلف مردم مواجه شدیم كه مثل نگین انگشتر مدرسه علوی را در میان گرفته بودند. مسئولین ملاقات با حضرت امام ما را به اتاق ملاقات راهنمائی كردند. در آن اتاق بی قرارانتظار می كشیدم و دلم به شدت می تپید زیرا 16 سال بود كه آقا را ندیده بودم.

یك وقت در باز شد و ایشان با آن قیافه نورانی و جذاب خویش به اتاق آمد، واقعیت این است كه اشك شوق به انسان امان نمی داد، حالت عجیبی داشتم. من در طول زندگیم در سه مرحله این حالت را داشتم، بار اول زمانی بود كه به مكه مشرف شدم و آرزو داشتم وارد بیت شوم و خداوند به من توفیق داد كه توانستم وارد بیت عتیق شوم، و چنان حالت روحی به من دست داد كه حتی نتوانستم دو ركعت نماز را ایستاده بخوانم و از عشق و شوق و علاقه زانوانم می لرزید. بار دوم روزی بود كه برای نخستین دفعه حرم حضرت سیّد الشهداء(ع) را زیارت می كردم كه این حالت روحی خوش را داشتم و خدا گواه است این حالت روحانی برای سومین بار در ملاقات با حضرت امام به سراغم آمد. من وقتی در محضر ایشان نشستم حال خاصی داشتم نمی توانستم به طور طبیعی حرف بزنم امام نگاهی به صورتم كرد و ایشان قبلاً می دانست كه من افتخار دامادی مرحوم شیخ عبدالنبی را دارم به من رو كرده و فرمود: «عائله شیخ عبدالنبی حالشان چطور است؟» ظاهراً باایشان رابطه خانوادگی داشتند ومن هم جواب دادم. سپس این جمله را فرمودند: «مرحوم شیخ عبدالنبی شیخ الفقهاء و المجتهدین بودند.»(8)

ارتباط با آیت الله عراقی

چنانكه قبلاً اشاره كردیم ایشان از همان ایام ورود به حوزه علمیه كه تحت اشراف آیات عظام تقلید حجت كوهكمری و بروجردی اداره می شد با اساتید و بزرگان حوزه ارتباط برقرار كرد ولی وی بیشترین استفاده را از مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی برد او كه از فقهاء و مجتهدین نامدار حوزه های نجف و قم محسوب می شد و سالیان متمادی به امر مقدس تعلیم و تربیت طلاب جوان اشتغال داشت، به جرئت می توان ادعا كرد كه آیت الله شیخ عبدالنبی عراقی بیشترین تأثیر را در شكل گیری شخصیت این مدرّس وارسته داشته است. آیت الله وجدانی علاوه بر استفاده علمی و معنوی از محضر آن عارف ربّانی به افتخار دامادی آن بزرگوار نیز نائل آمد.

آیت الله عبدالنبی عراقی كیست؟

در این بخش از نوشتار خویش، برای شناساندن ابعاد بیشتری از شخصیت استاد وجدانی ناچاریم اشاره ای كوتاه به زندگی آیت الله عراقی داشته باشیم. آیت الله وجدانی در مصاحبه ای استاد و اب الزّوجه خویش را چنین معرفی می كند: «آیت الله شیخ عبدالنبی عراقی در سال 1307 هجری. قمری در سلطان آباد ارك بدنیا آمد و برای تحصیل به نجف اشرف مهاجرت كرد او بعد از طی مراحل تحصیل و استفاده فراوان از محضر آیات عظام سیّد ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و نیل به درجه اجتهاد، بنا به درخواست مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائری به قم مراجعت كرد. وی در مسجد عشقلی و سپس فاطمیه (قبل از آیت الله بهجت، مد ظله العالی) تدریس و اقامه نماز می كرد. آیت الله عبدالنبی عراقی علاوه بر تبحر در علوم رایج حوزوی، دارای علوم غریبه بود. ایشان كه همدوره آیات عظام سیّد محمد تقی خوانساری و سیّد احمد خوانساری بودند در حدود صد جلد كتاب از خود به یادگار گذاشته كه 19 جلد آن مطبوع است. آقا شیخ عبدالنبی عراقی بعد از عمری تلاش در راه ترویج دین اسلام و انجام خدمات شایان توجه و تربیت شاگردانی همچون آیت الله وجدانی فخر در سال 1344 شمسی در شهر قم وفات كرد و در بالای سر حضرت معصومه(س) و نزدیكی قبر آیت الله العظمی حائری بنیانگذار حوزه علمیه قم به خك سپرده شد. (رحمة الله علیه رحمة واسعة) آن مرحوم بعد از خودش خانه و ملكی باقی نگذاشت و در وصیت نامه خویش مرقوم فرموده: «بچه ها و عیالات من! گرچه ملك و مالی برای تأمین دنیای شما تهیه نكرده ام ولی دست تهیه كردم كه احتیاج شما را كاملاً فراهم خواهد كرد و اصلاً وامانده نمی شوید پس شما وحشت نكنید او ناظر حال شماست و قدرت تام عجیبی دارد.» توضیح اینكه منظورش از دست كه فرزندانش را به او می سپارد دست حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لمقدمه الفداء است.»(9)

تألیفات و آثار قلمی

استاد وجدانی افزون بر پاسداری از سنگر تدریس و تبلیغ، كه با بیان شیوا و منطق گویای خویش انجام می داد در طول عمر پر بارش آثار متعددی را به رشته تألیف در آورده و ثمره سالها رنج و تلاش خویش را در قالب كتابهای مفید و ارزشمند به شیفتگان و علاقمندان عرضه كرده است كه ما به برخی از آنان اشاره می كنیم:

1 - الجواهر الفخریه فی شرح اللّمعة و الرّوضةالبهیه: این كتاب كه نتیجه سالها تحقیق و تدریس كتاب ارزشمند شرح لمعه می باشد به سبكی روان مشكلات كتاب شرح لمعه را توضیح داده و مطالب آن را در شانزده جلد برای شیفتگان فقه آل محمد(ص) شرح می دهد. این كتاب به همت فرزند ارجمندش در آستانه طبع قرار دارد و امید است به زودی به حوزه های علمیه عرضه شود.

2 - تقریرات درس خارج فقه و اصول استاد خویش مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی (قدس سره)

3 - «وظائف المكلّفین» در اصول و فروع دین

4 - رساله ای در قاعده لاضرر

5 - الایضاح (در مورد طلاق و نكاح)

6 - انوار منطقیه

7 - اجتهاد در اسلام

8 - توضیح المسائل

9 - «آداب معاشرت در اسلام» و راهنمای انس و مودت كه در سال 1381 هجری. قمری به زیور طبع آراسته شده است. (10)

10 - «كار و كوشش از نظر اسلام»این كتاب انواع كسبها و مشاغل حلال و حرام را بیان كرده و درآمدهای مشروع و غیر مشروع را توضیح داده همچنین به اهمیت كار و كارگر اشاره نموده و آراء و نظریات فقها را در این زمینه نقل كرده است. قابل ذكر است كه این كتاب در سال 1387 هجری. قمری چاپ شده است. (11)

كلام ایشان در مورد نظام آموزشی حوزه

آیت الله وجدانی به عنوان یكی از اساتید ماهر حوزه علمیه كه كوله باری از تجربیات را با خود داشت نظرات خویش را در مورد نظام آموزشی حوزه در فرصتهای مناسب بیان می كرد، ما در این نوشتار به خلاصه ای از یادداشتهای او اشاره می كنیم:

1 - خط مشی كلی نظام آموزشی حوزه: باید در حوزه های علمیه از حداقل زمان تحصیل، حدكثر تكامل علمی به دست آید. برای حصول به این نتیجه لازم است روش آموزشی سنتی حفظ شود و شیوه های آموزشی جدید و ابتكاری با توجه به علوم روز نیز مورد توجه قرار گیرد.

2 - مواد درسی و رشته های آموزشی: مواد و رشته های آموزشی عمومی باید از همان كتاب هایی كه آثار زحمات متقدمان بوده با حذف زواید و مكررات كه در بعضی از آنها وجود دارد، استفاده كرد. این كار می تواند به وسیله هیأتی متشكل از محققان خوش قلم انجام شود و باید توجه داشت كه مطالب علمی را نمی شود به حدی پائین آورد كه باعث عدم حركت فكری متعلمان باشد، چون خواندن كتابهای علمی بسیار ساده، عالم پرور نیست.

3 - رشته های تخصصی و لزوم تربیت فقیه: رشته های آموزشی تخصصی حتماً باید ایجاد و تقویت شود و علاوه بر آن، محصلان علوم دینی باید تقسیم شوند و پس از سیر لازم در مقدمات اولیه، كسانی كه اهلیت فقاهت و اجتهاد دارند گلچین شوند و باید همه مقدمات درسی و مادی را برای آنها فراهم كرد و به وسیله اشخاص فاضل فعالیت درسی آنهاتحت نظر قرار گیرد.

4 - روش تدریس: شیوه تدریس در حوزه باید با مشاوره و صلاح دید كسانی كه سابقه ممتد در تدریس دارند در یك چهار چوب محدود عقلی و منطقی ارائه شود. لازم می دانم عرض كنم از قدیم فرق بین حوزه های علمیه و دانشگاهها این بوده كه انتخاب استاد در حوزه آزاد بوده است این روش را حتماً باید ادامه داد. باید اساتید ماهر و كار كرده را در حوزه هایمان شناسائی كرده و تشویق كنیم تا چرخ تكامل حوزه های علمیه به حركت در آید.

5 - تشخیص مراتب علمی: ما چرا در حوزه های علمیه هیأتی برای تشخیص مراتب علمی روحانیان نداریم؟ آیا در حوزه یك هیئت نظارت و تشخیص نباید باشد؟ و آنها به واجدین شرائط اجازه یا تأییدیه بدهند؟ آیا نبودن چنین مسائل باعث ركود و عدم حركت علمی روحانیان نمی شود؟(12)

غروب یك ستاره

استاد وجدانی بعد از سالها تلاش در راه ترویج دین و احكام نورانی اسلام و تعلیم و آموزش هزاران طلبه فاضل و دانشمند در حوزه علمیه قم و بجا گذاشتن تألیفات متعدد و از همه مهمتر، كسب رضای خالق و بیادگار گذاشتن نامی نیك، بالاخره در سحرگاه روز شنبه اول ربیع الثانی 1417 قمری برابر با 27 مرداد 1375 شمسی و در سن 64 سالگی در شهر مقدس قم به دیدار حق شتافت و حوزه علمیه را در سوگ خود داغدار نمود. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رحلت ایشان را توسط نماینده محترمشان به خانواده اش تسلیت گفتند. و در مورد دفن وی در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به مسئولین حرم توصیه فرمودند و به پاس خدمات ارزنده ایشان قبری را در حرم مطهر به ایشان هدیه كردند.

جنازه این استاد فرزانه پس از تشییع با شكوه و شایسته و اقامه نماز توسط آیت الله مشكینی در حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خك سپرده شد. خداوند متعال او را با اولیای گرامیش محشور بدارد.(13)

مردان خدا ز خكدان دگرند

مرغان هوا ز آشیان دگرند

منگر تو بدین چشم بدیشان، كاینان

بیرون زد دو كون در مكان دگرند

فرزندان

از ایشان دو فرزند ذكور بنامهای محمد مهدی وجدانی و عبدالهادی وجدانی به یادگار مانده است و آقای عبدالهادی در سنگر علم و فرهنگ به شغل خطیر معلمی اشتغال دارند.

دوشنبه، ششم ذی القعده 1419 - سوم اسفند 1377

پی نوشت ها:

1 - به نقل از یادداشتهای فرزند ایشان آقای عبد الهادی وجدانی .

2 - مجله آینه پژوهش، ش 39 .

3 - مصاحبه با آقای عبد الهادی وجدانی فرزند ارشد ایشان (1 / 12 / 77 ).

4 - همان .

5 - مصاحبه با آقای كلام الله وجدانی برادر ایشان (21 / 11 / 77 ) .

6 - مقدمه الایضاح فی الطلاق و النكاح با تلخیص .

7 - همان .

8 - نشریه نبأ، ش 18، اسفند 73 .

9 - همان .

10 - كتاب اجتهاد، ص 143 .

11 - به نقل از یادداشتهای فرزند ایشان .

12 - از یاددشتهای استاد وجدانی با تلخیص از مجله پیام حوزه، ش 12، نقل شد .

13 - از یادداشتهای فرزند ارشد ایشان و مصاحبه با برادر .

آثار : الجواهر الفخریه فی شرح اللّمعة و الرّوضةالبهیه،ت درس خارج فقه و اصول استاد خویش مرحوم آیت اللّه العظمی شیخ عبدالنبی (ره) ،وظائف المكلّفین،رساله ای در قاعده لاضرر ،الایضاح،انوار منطقیه ،اجتهاد در اسلام،توضیح المسائل ،آداب معاشرت در اسلام،كار و كوشش از نظر اسلام

مشاهیر و مفاخر شهرستان سراب - آذربایجان شرقی

مردم شهرستان سراب به مباحثه و شعر و شاعري علاقه خاصي معطوف مي دارند و اگر اوقات فراغتي پيدا كنند محفلي تدارك ديده و به مشاعره و تفسير مي پردازند بطوري كه اگر با يكي از اهل اين فن همراه باشي يا خود شعر گويد ، يا شعر شاعر ديگري را نقد و بررسي ميكند. روي همين اصل در شهرستان سراب شعرا زياد به پا خاسته اند و به خاطر ارادت خاص به اهل بيت عصمت و طهارت بيشتر شعرهايشان به مرائي و مداحي اهل بيت پيامبر و معصومين (ع) است .