شاه قاسم انوار

يكي از بزرگان صوفيه ي ايران درپايان سده ي هشتم و آغاز سده ي نهم هجري ‍‍‌» سيد معين الدين علي بن نصيربن ابوالقاسم حسين سرابي » معروف و ملقب به قاسم انوار و معروف به شاه قاسم انوار است كه آثار جالبي به نظم

و نثر فارسي دارد و در شعر بيشتر «قاسم » و « قاسمي» وگاهي « قاسم انواري » تخلص كرده و در روزگار خويش از مردان بزرگ و نام آور و متنفذ ايران بوده . وي به سال 757 هـ ق در سراب به دنيا آمده و در ربيع الاخر سال 837 در قصبه ي «خرجرد» ولايت جام از دنيا رفته است .

شرح زندگاني و سرگذشت قاسم انوار در تواريخ ادبي و سياسي ايران آمده است و مخصوصأ مرحوم « سعيد نفيسي » در مقدمه ي كتاب « كليات قاسم انوار » در يك صد دوزاده صفحه به طوركامل بيان داشته و مهمترين اسناد را درباره ي وي از 33 كتاب معروف آورده به نقد و بررسي پرداخته است. نفحات الانس جامي و تذكره الشعراء دولتشاه سمرقندي از آن جمله است. خاورشناس معروف انگليسي ادوارد. ج. براون در مجلد سوم « تاريخ ادبي ايران » بحث خاصي درباره ي قاسم انواردارد. و محمدعلي تبريزي مدرس دركتاب « ريحانة الادب » آخرين كسي ا ست كه درباره ي قاسم انوار بحث كرده است و چنين مي گويد :

«قا سم انوا ر، عارفيست فاضل، شاعر ماهر، ا زاكا برصوفيه... دراصول طريقت و سيرو ملوك پست ارادت به سلطان صدرالدين اردبيلي، جد عالي سلاطين صفويه داده و درخدمت آن پيرو روشن ضميررياضات بسيارمي ميكشيده و هم ازطرف او به لقب قاسم انوار قرين افتخارگرديده وصحبت شاه نعمت الله ولي ماهاني را نيز دريافته درقزوين و سمرقند وگيلان و هرات و خراسان سياحت هاكرده و درهرات

به ارشاد عباد آغازيده و حل توجه عامه گرديده ونفوذ فوق العاده داشته و به همين جهت شاهرخ ميرزا درهراس شده و صلاح شاهي را دربيرون شدن قاسم ازهرات ديدند. قاسم مدتي دربلخ و سمرقند امرارحيات كرده و مشمول مراحم الغ بيك گرديده و عاقبت دراثناي مراجعت به وطن خود درقريه ي خرجرد نامي ازبلاد جام از مضافات نيشابور به مناسبت لطافت آب و هوا اقامت كرده تا در سال 837 در همان جا وفات يافته » . او چهاربار پياده سفرحجازكرده ازآثاراو . 1- انيس العشقين كه منظومه مثنوي فارسي است 2- ذكره الاولياء يا مقامات الاعارفين كه نيز مثنويست3- ديوان شعرغزليات و قطعات و رباعيات كه ديواني خوب و اكثرآن در تصوف و نصايح بوده 4- امامت 5- حوارئيه 6- سند خرقه لمحا قاسم انوار .

وي مانند مولانا جلال الدين در بند لفظ نبوده و در پي معني گشته و مقصود وي از شاعري بيان كردن افكار بلند حكيمانه و عارفانه ايست كه داشته است. خاصيت عمده ي شعراو مانند مولانا جلال الدين اينست كه مشحون و مملو ازآيات قرآن و بيشتر ازايشان و تعبيرات بزرگان تصوف است.

بعضي ازاين اشعارتركي است و بعضي به لهجه هاي محلي و فارسي است.

نمونه اي از اشعار اوست كه:

اي عاشقان، اي عاشقان، هنگام آن شد كز جهان

مرغ دلم طيرات كند بالاي هفتم آسمان

كاشانه را، ويران كنم ميخانه را عمران كنم

در لامكان جولان كنم، چونا در كنستم رطل گران

(نفيسي، عقيقي بخشايشي، ج 2، ص 876)

مشاهیر و مفاخر شهرستان سراب - آذربایجان شرقی

مردم شهرستان سراب به مباحثه و شعر و شاعري علاقه خاصي معطوف مي دارند و اگر اوقات فراغتي پيدا كنند محفلي تدارك ديده و به مشاعره و تفسير مي پردازند بطوري كه اگر با يكي از اهل اين فن همراه باشي يا خود شعر گويد ، يا شعر شاعر ديگري را نقد و بررسي ميكند. روي همين اصل در شهرستان سراب شعرا زياد به پا خاسته اند و به خاطر ارادت خاص به اهل بيت عصمت و طهارت بيشتر شعرهايشان به مرائي و مداحي اهل بيت پيامبر و معصومين (ع) است .